تبلیغات
محب الرضا - امام رضا گفت به خواهرم چیزی نگو

محب الرضا
 
تصاویر اقدام قشنگ و پر رمز و راز خدام با محبت امام رضا علیه السلام در سر زدن به بیماران و تبرک کردن سر و دیده و صورت آنها با پرچم گنبد سلطنتی امام رئوف دیدنی است.


خادم این روضه رضوان می گفت دختر بچه شفا گرفته بود. با تب و تاب ازش سوال کردم چه دیدی و چه شنیدی؟

دخترک با آرامشی خاص گفت هیچ. فقط پدرم را خبر کنید
پدر دخترک که رسید طفل به گریه و هق هق افتاد: امام رضا گفت «به بابات بگو دیگه به خواهرم چیزی نگه»

پدر که از شفای کودکش بی قرار بود با شنیدن این جمله اختیار از کف داد. نفسش که برگشت به خادم گفت: دخیل که بستم به امام رضا گفتم: می خوای دخترمو شفا ندی شفا نده. اما برگردم قم به خواهرت گلایه خواهم کرد.


چشمه های خروشان تو را می شناسند
موجهای پریشان تو را می شناسند
پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی
ریگهای بیابان تو را می شناسند
نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران تو را می شناسند
از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی
ای که امواج طوفان تو را می شناسند
اینک ای خوب فصل غریبی سر آمد
چون تمام غریبان تو را می شناسند
کاش من هم عبور تو را دیده بودم
کوچه های خراسان تو را می شناسند

قیصر امین پور
 




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 دی 1392 توسط محمدرضا
تمامی حقوق مطالب برای محب الرضا محفوظ می باشد