تبلیغات
محب الرضا - فضایل امام رضاعلیه السلام

محب الرضا
 

  ابتداءً باید گفت که فضائل آن حضرت بیش از حد شمارش است و ما فقط

جهت تبرک و تیمّن به قطره ای از دریای فضایل آن حضرت اکتفا می کنیم. 

 

اول: در کثرت (زیادی) علم آن حضرت 

 

  حاکم نیشابورى از ابو الصلت هروى روایت میکند که وى گفت: من داناتر از على بن موسى الرضا علیهما السّلام را ندیدم و هر دانشمندى هم که با وى مجالست میکرد این مطلب را تصدیق داشت، مأمون علماء ادیان و فقهاء شرایع را در مجلسى گرد آورد و حضرت رضا را دعوت کرد تا با آنان گفتگو کند، حضرت همه آنها را مجاب کرد، و همگان فضل و دانش وى را ستودند و عجز و ناتوانى خود را ثابت کردند حضرت رضا علیه السّلام میفرمود: من در مدینه در روضه حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله مى نشستم و علماء هم در آنجا زیاد بودند، هر گاه آنان در مسأله‏اى در مى‏ماندند بطرف من اشاره میکردند، و مسائل خود را از من سؤال مى‏نمودند، و من هم به همه سؤالات آنها پاسخ میگفتم .  (1) 

 

  اسحاق بن موسى بن جعفر میگفت: پدرم به فرزندانش میفرمود: این برادر شما على عالم آل محمد است، مسائل خود را از وى بپرسید، و مطالب او را نگهدارى کنید، من از پدرم جعفر بن محمد شنیدم مکرر میگفت: عالم آل محمد صلى اللَّه علیهم اجمعین در صلب تو است کاش من او را میدیدم، وى با امیر المؤمنین علیه السّلام همنام است .  (2) 

 

    دوم: در اخلاق پسندیده آن حضرت  

 

  از ابراهیم بن عباس مروى است که گفت من هرگز حضرت ابى الحسن الرضا علیه السّلام را ندیدم که در تکلم کردن بکسى ستم کند و بد بگوید و ندیدم سخن کسى را قطع کند بلکه صبر میکرد تا او از سخن گفتن فارغ میشد بعد از آن تکلم میفرمود و ندیدم کسى حاجت خواهد و مقدور آن بزرگوار باشد و رد کند حاجت او را و هرگز ندیدم که پیش روى کسى نشسته باشد و پاى مبارک خود را دراز کند و هرگز ندیدم که پیش روى کسى نشسته باشد و تکیه بر چیزى کند و هرگز ندیدم که یکى از غلامان و مملوکهاى خود را دشنام دهد و هرگز ندیدم که آب دهان بیندازد و هرگز ندیدم که در خندیدن قهقهه کند بلکه خندیدن او به تبسم بود و و چون خلوت میشد و خوان طعام از براى او حاضر میکردند جمیع غلامان و مملوکهاى خود را بر خوان طعام مى‏نشانید حتى دربان و مهتر را و آن بزرگوار در شب کم خواب و بسیار بیدار بود و اکثر شبها را از اول شب تا صبح احیاء میکرد و بسیار روزه میگرفت و روزه گرفتن در هر ماه سه روز از او فوت نمیشد و میفرمود روزه گرفتن در هر ماه سه روز مثل روزه گرفتن جمیع ایام است و در پنهانى بسیار احسان بمردم میکرد و صدقه میداد و اکثر آن در شبهاى تار بود پس کسى که مى‏پندارد که در فضل مثل او را دیده است او را تصدیق نکنید .    (3) 

 

سوم: ختم قرآن  توسط آن حضرت (هر سه روز یک مرتبه) 

 

  از ابراهیم بن عباس مروى است که گفت حضرت رضا علیه السّلام را ندیدم که هرگز از او سؤالى کرده شود مگر آنکه میدانست جواب آن را و اعلم از او در ابتداى زمان تا عصر او ندیدم و مأمون او را بسؤالى از هر چیزى امتحان میکرد و آن بزرگوار جواب میداد و تمام سخن او و جواب او و تمثال را از قران انتزاع مینمود و در هر سه روز یک قرآن ختم میکرد و میفرمود که اگر میخواستم قران را در کمتر از سه روز ختم کنم هر آینه ختم میکردم و لیکن من هرگز به آیه ای نگذشتم مگر آنکه در آن آیه و در آنکه این آیه در چه چیز فرود آمده و در کدام وقت نازل شده است فکر کرده‏ام پس از این جهت در هر سه روز یک قرآن ختم میکنم‏ .      (4) 

 

چهارم: هم غذا شدن با پائین دستان 

 

  مردى از اهل بلخ گوید: در سفر امام رضا علیه السّلام بخراسان من همراه او بودم روزى خوانى گسترده و همه چاکران سودانى و دیگران را با خود بر سر آن نشانید، من گفتم: قربانت، کاش براى‏ اینان خوانى جدا گسترده میشد در پاسخ فرمود: دم مزن زیرا پروردگار تبارک و تعالى یکى است و مادر همه یکى است و پدر همه یکى است و پاداش هم در برابر کردار است .        (5) 

 



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 17 آبان 1391 توسط محمدرضا
تمامی حقوق مطالب برای محب الرضا محفوظ می باشد